|
آفتاب مهرباني |
|
خانه وبلاگ
بايگاني شده ها
ايميل من
نویسندگان وبلاگ
امید
آرشیو وبلاگ
شهریور ۸۸
مهر ۸٧
دی ۸٥
دی ۸٢
آذر ۸٢
آبان ۸٢
مهر ۸٢
شهریور ۸٢
امرداد ۸٢
خرداد ۸٢
لینک دوستان
قانون مرگ
دوست یابی سالم
وبلاگ هاي عاشقانه
اخبار ایران
تفريحات اينترنتي
آموزش طراحی وب
طرفداران پرشین بلاگ
آمار وبلاگ
خروجی وبلاگ
لوگوی دوستان
ميم مثل مهر پدر
ابراهیم انگار قراری دارد. وحی الهی به او نهیب می زند
ابراهیم آماده شو خود را برای امتحان بزرگ الهی آماده کن اسماعیل را باید قربانی کنی
چشم در مقابل چشم دست در مقابل دست مهر پدری و تاثیر نگاه پسر آتش به دل پر درد ابراهیم سالخورده میزند اما او چه کند دل در دلش نیست بی تابو بی قرار اسماعیل بی چونو
چرا می پذیرد قدم به قدم تا مقتل عشق پیش می رود انجام بده پدر آنچرا که فرمانت دادند
پدر: خدایا این اسماعیل من است که به سوی تو می آید این قربانی را قبول کن پور ابراهیم اماده مرگ می شود اما چه شده؟ تیز ترین تیغ عربی بر گلوی نازک او بی اثر شده ابراهیم بلند شو از این امتحان سر بلند بیرون امدی وای چه حالی می شود وقتی اسماعیل را به اغوش می کشد پدر .ای کاش این پایان ماجرا بود انگار بار دیگر قرار است امتحان الهی در یکی دیگر از خاندان ابراهیم تکرار شود جای دیگر- زمان دیگر- کسان دیگر ... کربلا- حسین بن علی- علی اکبر-پدر به پسر اذن رفتن می دهد اما او هم دل در دلش نیست همانطور که ابراهیم می بود موقع ذبح اسماعیل چشم بر قدو بالای پسر می اندازد با چشم راهی شدن پسر را می بیند بغض در گلویش خفه می شود و این جمله تاریخی را می فرمایدخدایا: تو شاهد باش من کسی را به میدان فرستادم که خولقا و خلقا به پیامبرت رسول خدا شبیه بود . اما این بار تیغ ها تیزتر از همیشه به جان پسر فرود می ایند انگار هرچه کندی تیغ ابراهیم موقغ قربانی عزیزش بود با تیزی شمشیرهای مردان مرد نما جبران شده بود او به اغوش پدر بازگشت اما نه مانند ا س م ا ع ی ل
پيام هاي ديگران () link پنجشنبه ٢۱ دی ،۱۳۸٥ - امیدبازگشت دوباره
سلام دوستان بعد یه مدت طولانی دوباره من برگشتم امیدوارم با اومدنم
وبلاگی که خزون شده بود دوباره رنگ سبز بهاری بگیره
دوست دارم باز براتون بنویسم با من همراه باشید
پيام هاي ديگران () link سهشنبه ۱٩ دی ،۱۳۸٥ - امید

