آفتاب مهرباني

 

برگ و باد

تقديم به تمام عاشقان دلسوخته
ای شور من! دوباره قلمم را در دست می گيرم و با تمام وجود بر روی کاغذهای بی خط به ياد عاشقان بی نام و نشان می فشارمش.
واجه های قبل را تکرار می کنم و بار ديگر عقلم را به زير کوهی از سوال می کشانم و با تمام وجود اورا نفرين می کنم که ای خدا ايا می شود دعای بلبلان عاشق در حق عقل مستجاب شود؟ که الهی فلک بر سر اين عقل حسابگر خراب شود.
ای خوب من تو خود تدبيرم را محاکمه کن همان نگاهی را می گويم که غباری از غم را برايم به ارمغان آورده است.
ای شراره وجود من ! با شور احساست قدم بر اين نيستان بگذارو و مرا از نيستی برهان و تمام اين غم و اندوه را در گردباد وجودت به نيستی کشان
ای راشد من! تو خود شاهدی بار ديگر مباهله بين تو و عقل آغاز شده است با سلاح اشک خود شعو را مستغرق وجود خود گردان ای آرزوی بی پايان من

پيام هاي ديگران ()        link        پنجشنبه ٢٩ خرداد ،۱۳۸٢ - امید